عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

609

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

« عسى اللَّه » عسى اينجا نه تشكّك است از اللَّه ، يا در علم وى تردّد ، و نه بمعنى رجاء در نعمت وى ، امّا خواست كه اميد آدمى بنبرد از نصرت و ظفر بر دشمن ، اميد در وى افكند تا بر اميد كار كند ، كه آدمى بر نوميدى كار نكند ، هم چنان كه موسى و هارون را گفت : فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً - لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ، موسى و هارون را گفت : كه با فرعون سخن نرم گوئيد ، تا مگر پند پذيرد ، و حق دريابد . اين « لعلّ » نه تشكّك است از اللَّه ، و نه تردّد است در علم وى ، كه اميد است كه در موسى و هارون افكند ، تا رنج توانند كشيد بر آن اميد . أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا - دو موقع است اين را : يكى آنكه آن غزا كه اين تحريض آن را آمده ، بأس آن دشمنان در آن غزا از مسلمانان بازداشت ، و ديگر آنست كه عيسى ( ع ) به زمين آيد ، و دجال و سپاه وى را بكشد ، و حرب اوزار خويش بنهد ، آن وقت است كه بأس كفّار از سر مؤمنان بازداشته آيد . و نيز گفته‌اند : مراد به اين جهودانند و ترسايان ، كه ربّ العزّة بأس ايشان از مؤمنان باز داشت ، تا به ترك محاربت بگفتند ، و بخوارى و فروتنى جزيت در پذيرفتند . وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا - تنكيل نامى است بازداشتن را ، يعنى كه من بازدارنده‌ترم دشمن را از مؤمنان ، از آنچه آدميان دشمنان را از خود ، از « نكل » گرفته‌اند ، و نكل بند است بر پاى ، و هم از آنست : إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً . ميگويد : نزديك ما پايهاى دوزخيان را بندها است ، و نكال هم از آن گرفته‌اند : فَجَعَلْناها نَكالًا . و نكول هم ازين گرفته‌اند ، كه كسى باز نشيند از پيش قاضى از سوگند خوردن ، يا از گواهى دادن ، هم چنان كه پاى بسته باز نشيند از رفتن ، و باز ماند . مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها - ميگويد : هر كه شفاعت